دسته: داستان و لطیفه و حکایت

بهترین و جالب ترین داستان ها و لطیفه ها و موضوعات زیبا

بهترین و جالب ترین داستان ها و لطیفه ها و موضوعات زیبا

داستان و لطیفه و حکایت

وصیت دانشمند

دانشمندی وصیت کرده که بر روی سنگ قبرش این جملات را بنویسند:   کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم، وقتی بزرگ تر شدم، دیدم دنیا خیلی بزرگه، بهتر است کشورم را تغییر بدهم:در میانسالی تصمیم گرفتم شهرم را تغییر بدهم. آن را هم بزرگ یافتم در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را […]

داستان و لطیفه و حکایت

چه کشکی چه پشمی؟

چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت. خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه‌ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می‌برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و […]

داستان و لطیفه و حکایت

داستان نماز جماعت و دغدغه شیطان

نماز مرد و شیطان: روزی روزگاری بود… مردی بود که همیشه برای خواندن نماز به مسجد می رفت. شبی آماده شد و لباس آراسته پوشید و راهی مسجد شد. از قضا آن شب باران تندی شروع به باریدن کرده بود. و چون زمین خیس بود مرد در بین راه به زمین خورد و تمام لباس […]

Back To Top