دسته: داستان و لطیفه و حکایت

بهترین و جالب ترین داستان ها و لطیفه ها و موضوعات زیبا

بهترین و جالب ترین داستان ها و لطیفه ها و موضوعات زیبا

داستان و لطیفه و حکایت

آیا حضرت سلیمان و داوود(ع) پیش از رسیدن به پیامبری، چوپانی می‌کردند؟

حضرت سلیمان(ع) هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حكومت بسیار وسیع آیا حضرت داوود و سلیمان(ع) پیش از نبوت چوپانی می‌کردند؟ با توجه به این حدیث از امام صادق(ع) که فرموده‌اند: «خدای تعالی پیغمبرى را مبعوث نکرد، مگر آن‌که او را به شغل چوپانى -در اوائل عمر- واداشته است‏»؛ آیا حضرت سلیمان و داوود(ع) […]

داستان و لطیفه و حکایت

۸ اصل اخلاقی پیامبر اکرم (ص) در ارتباط با مسائل اجتماعی و رفتاری

ارزشهای اخلاقی،رفتاری حضرت محمد(ص) پیامبر اکرم(ص) با وجود علوّ مقام و درجاتش، در برخورد با کودکان با خوش خلقی و حتی در بسیاری از موارد، مزاح و شوخی برخورد می کرد. در روایتی از انس نقل شده است: گاهی من با برادر کوچکم به نزد پیامبر شرف یاب می شدیم. آن حضرت در برخورد با […]

داستان و لطیفه و حکایت زندگینامه بزرگان و دانشمندان

فرعون چه کسی بود؟ و مومیامی آن در زمان حضرت موسی!+عکس

هر چند، از نظر تاریخی، فرعون فقط در طی پادشاهی نوین مصر، به ویژه در میانه دودمان هجدهم مصر، پس از سلطنت حتچپسوت به عنوان یک لقب برای پادشاهان مورد استفاده قرار گرفت. فرعون واژه فِرعَون لقبی است که در دوره متأخر برای نام بردن از فرمانروایان سلسله‌های مصر باستان به‌کار می‌رود. هر چند، از نظر […]

جالب و خواندنی داستان و لطیفه و حکایت

واقعیت هایی درباره تعداد همسران امام حسن مجتبی (ع)

تعداد همسران امام حسن مجتبی (ع) گاهی در جامعه از زبان افرادی شنیده می شود که امام مجتبی (ع) زنان متعددی داشته است. به گونه ای که تعداد همسران آن حضرت گاهی چند صد زن عنوان می شود! آیا این موضوع صحت دارد یا دروغ و شایعه است و این پرسش ها را هر کسی […]

جالب و خواندنی داستان و لطیفه و حکایت

کدام پیامبر به پیامبر نقاش معروف است؟

نگاره ای از مانی که زیر آن به دبیرهٔ سریانی نوشته شده‌است: مانی پیامبر روشنی یکی از پیامبرانی که دعوی نبوت کرده و در زمان قدیم بعنوان پیامبر شناخته می‌شده است، مانی معروف معروف به پیامبر نقاش است و چون کتب دینی وی حاوی نگاره های متعددی بود وی را نقاش دانسته اند و او […]

داستان و لطیفه و حکایت روانشناسی و موفقیت

داستان زندگی افراد موفق ایرانی

گفت‌وگو با فاطمه‌ دانشور-داستان زندگی افراد موفق ایرانی گفت‌وگو با فاطمه‌ دانشور، کارآفرین موفق عرصه معدن، ورشکسته ای که میلیاردر شد ! فاطمه دانشور یکی از کارآفرینان موفقی است که ۳۵سال سن دارد و از ۲۷ سالگی وارد حوزه کسب‌وکار شده است. او مدیر‌عامل شرکت سپهر آسیاست که در عرصه واردات و صادرات سنگ آهن […]

داستان و لطیفه و حکایت

داستانی از زندگی امام حسین

کمک به اندازه معرفت فقیر   روزى امام حسین علیه السلام در گوشه اى از مسجد پیامبر صلى اللّه علیه و آله نشسته بود. مردى عرب نزد او آمد و گفت : یابن رسول اللّه من باید یک دیه کامل بپردازم و توان اداى آن را ندارم . نزد خودم مى روم و از کریمترین مردم درخواست […]

جالب و خواندنی داستان و لطیفه و حکایت

ماجرای ازدواج زشت ترین مرد و زیباترین زن + عکس

داستان ازدواج نامتعارف زشت ترین مرد دنیا موسی مندلسون که عاشق دختری زیبا گشت را در ادامه می خوانید، در واقعی بودن آن شک نکنید زیرا عشق تمام قوانین دنیا را به هم می ریزد. داستان عشق و ازدواج زشت ترین مرد و زیباترین زن عشق اساسا تجربه نامتعارفی است که همه عادت ها و عرف ها […]

داستان و لطیفه و حکایت

حکایت یک ملا و یک درويش

یک ملا و یک درويش كه مراحلي از سير و سلوك را گذرانده بودند و از ديري به دير ديگر سفر مي كردند، سر راه خود دختري را ديدند در كنار رودخانه ايستاده بود و ترديد داشت از آن بگذرد.. وقتي آن دو نزديك رودخانه رسيدند دخترك از آن ها تقاضاي كمك كرد. درويش بلا […]

داستان و لطیفه و حکایت

جواب دندان شکن

اعرابی را پیش خلیفه بردند. او را دید بر تخت نشسته و دیگران در زیر ایستاده.گفت: السلام علیک یا ا… گفت: من ا… نیستم. گفت یا جبرئیل گفت: من جبرئیل نیستم.   گفت: ا… نیستی، جبرئیل نیستی پس چرا آن بالا تنها نشسته ای تو نیز در زیرآی و در میان مردمان بنشین. روزنامه خراسان

داستان و لطیفه و حکایت

حق کابین ( حکایت )

ظریفی مفلس شده بود. از او پرسیدند که تو را هیچ مانده است؟ گفت: من خود به غایت مفلسم، اما زوجه مرا فی الجمله چیزی مانده گفتند: چه مقدار؟ گفت: ده هزار دینار زر و پنج خروار ابریشم حق کابین او که بر ذمه من است. منبع:روزنامه خراسان

داستان و لطیفه و حکایت

حکایت «صياد سبزپوش»

حکایت های جالب پرنده‌اي گرسنه به مرغزاري رسيد. ديد مقداري دانه بر زمين ريخته و دامي پهن شده و صيادي كنار دام نشسته است. صياد براي اينكه پرندگان را فريب دهد خود را با شاخ و برگ درختها پوشيده بود. پرنده چرخي زد و آمد كنار دام نشست. از صياد پرسيد: اي سبزپوش! تو كيستي […]

Back To Top